تبليغاتX
زمین شناس کوچولو
زمین شناس کوچولو
شفق قطبی

سلامhappy

از صبح تا حالا دارم دنبال يك مطلب جالب زمين شناسي ميگردم كه براتون بنويسم اما موفق نميشم.raised eyebrow چون زمين شناسي داراي اصطلاحات تخصصي زيادي هست نميتونم در مورد هر چيزي براتون بنويسم. اونوقت بايد از پايه شروع به ياد دادن اون بكنم. دوست دام بيشتر مطالب جالب رو بهتون ياد بدم كه اصطلاح تخصصي نداشته باشه.

اما خب در سايت زمين شناسي كشور به مطلبي بر خوردم در مورد شفق قطبي كه فكر ميكنم كمتر در موردش شنيده باشيد. فكر ميكنم براتون جالب باشه.

شفق قطبي يا سپيده قطبي ،فروغ نوراني پراکنده اي است که شبيه به پرده يا نوار است . شفق ها درزمره جالب توجه ترين پديده هاي زميني هستند . آنها به پرده هايي عظيم به طول صدها کيلومتر از نور هاي رنگين مي مانند که بيشتر اوقات سبز هستند ولي به رنگهاي صورتي ، ارغواني و بنفش نيز ديده مي شوند.
   شفق هايي که در نيمکره شمالي ديده مي شوند به ارورابورئاليس (شفق شمالي) و شفق هايي که در نيمکره جنوبي ديده مي شوند به ارورااستراليس (شفق جنوبي) شهرت دارند. در موارد نادر شفق قطبي ممکن است سراسر آسمان مرئي، از افق تا سمت الراس را بپوشاند
. گاهى داراى شکل كمان يکنواخت ، ساکن يا تپنده است و گاهى عبارت است از شمار زيادى پرتو با طول موج هاى متفاوت ، که مانند پرده ها و نوارها بازى مى کنند و پيچ و تاب مى خورند. رنگ تابانى از سبز مايل به زرد به سرخ و بنفش مايل به خاکسترى تغيير مى کند. دانشمندان موفق شدند ارتفاعى را که شفق هاى قطبى ظاهر مى شوند، تعيين کنند. به اين منظور از يک تابانى از دو نقطه به فاصله چند ده کيلومتر از يکديگر عکس گرفتند. به کمک چنين عکس هايى ثابت کردند که شفق هاى قطبى در ارتفاع 80 تا 100 کيلومترى بالاى زمين (بيشتر اوقات در ارتفاع 100 کيلومتر) ظاهر مى شوند. به اين ترتيب دريافتند که شفق هاى قطبى تابانى گازهاى رقيق موجود در جو زمين هستند، که تا اندازه اى به تابانى در لامپ هاى تخليه گاز شبيه مى باشند. دوره تناوب ظهور شفق هاى قطبى رابطه جالب بين شفق هاى قطبى و پديده هاى ديگر روشن است. شفق هاى قطبى با دوره هاى متفاوت مشاهده مى شوند. اختلاف دوره هاى شفق قطبى بعضى اوقات به چندين سال مى رسد. مشاهدات چندين ساله آشکار ساخته اند که دوره هاى زيادى ماکزيمم شفق هاى قطبى به طور مرتب در 11.5 سال تکرار مى شوند .

 

دو تا عكس هم از شفقهاي قطبي براتون ميزارم كه خوب بينيند. واقعا جالبه و خوشحالم كه اين مطلب رو براتون انتخاب كردم. love struck

شفق قطبی بر فراز آلاسکا

 

شفق قطبی بر فراز برج مخابراتی

 

پ ن1: شهادت عقيله بني هاشم حضرت زينب كبري رو به همه دوستانم تسليت عرض ميكنم.

پ ن2: ديشب فيلم شكارچيان ذهن رو كه از ميلاد گرفتم ديدم البته فقط قسمتي از اون رو. نميدونم چرا اينقدر برام آشناس. البته مطمئنم كه در مجله فيلم راجع بهش خوندم. اما بايد يه چيزي داشته باشه كه اينقدر توي ذهنم ورجه وورجه ميكنه.  

پ ن۳: منبع عکسها سایت اطلاعات زمین شناسی کشور هست.

 

به اميد چاوrose

لينك | نوشته شده در پنجشنبه 19 مرداد1385ساعت 12:18 توسط سورنا
ماه رجب

سلامhappy

خوب هستين كه انشالله.

نميدونم امروز كه حس نوشتن دارم چرا چيزي براي نوشتن ندارم. فكر كنم بهتر باشه مناسبتي حرفمو شروع كنم.

امروز روز اول رجب هستش و تولد امام محمد باقر (ع). اول ميخواستم رسيدن اين ماه قشنگ و تولد اين مولود عزيز رو بهتون تبريك بگم. رجب و شعبان و ذي الحجه سه ماه قمري هستن كه آدم خود بخود دلش شاده. انگار رنگ و بوي خاصي دارن. هر چقدر هم كه خودت رو درگير اعمال اون نكني بازم حس ميكني يه جور ديگه اي هستن. پر از روزهاي شاد روزهاي تولد و روزهاي بزرگي هستن كه  با دل آدم بازي ميكنه. از خدا ميخوام توي اين روزهاي عزيزي كه در پيش داريم خصوصا قشنگترينشون كه يك ماه و نيم ديگه است حاجت دل همه بندگانش رو بده. در صدر همه، از خدا بخواهيم كه چشم انتظاري مون رو پايان ببخشه. عاقبت بخير بشيم. مريضها شفا پيدا كنن. اونهايي كه دارن ذره ذره آب ميشن هرچه زودتر صحيح و سلامت بشن.

نميدونم انگار خيلي جو گير شدم. اگه توي شركت نبودم قطعا گريه ميكردم. من هيچي حاليم نيست. سواد ديني هم ندارم. با خدا هم هرطوري كه راحت باشم هستم. اما يه شور عجيبي توي دلم افتاده. سرآغاز اون هم با خوندن وبلاگ کلبه ي خانوم کوچولو بود. خيلي دلم هوايي شده. حتما يه سري بهش بزنيد. خيلي زيبا نوشتن.

خيلي دوست داشتم امروز روزه ميگرفتم. اما صد تا دليل بيخودي آوردم تا از گردن خودم باز كنم. مثلا توي اوج گرما ساعت 2 بايد برگردم خونه و اونوقت هلاك ميشم. يا اينكه امروز دوستامو دعوت كردم به ناهار. اگه خودم روزه باشم كه خيلي بد ميشه. خلاصه اميدوارم خداوند اين توفيق رو بده كه سال ديگه بتونم روزه بگيرم. گرچه با پيش بينيهاي گذشته براي اينكه اين روزها زياد حسرت نخورم ثواب اين روز اگه خدا قبول كرده باشه، خريدم.

نميفهمم چي دارم ميگم. دلم ميخواست الان اينجا نبودم. دوست داشتم پرواز ميكردم. ميرفتم به جايي كه بوي معنويت ميده. بوي خدا ميده. كاش جاي مامان بزرگم بودم. الان بهترين مكان دنيا داره عشق ميكنه. خدايا ديگه نميتونم بگم. چرا اينطوري شدم. اي كاش قسمت من هم زيارت با صفاترين خونه دنيا ميشد.

ديگه قدرت نوشتن ندارم.

اولين بار بود كه اينطوري از دلم براتون نوشتم.

 

التماس دعاprayingtalk to the handrose

لينك | نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 9:52 توسط سورنا |
سه تا فیلم

سلام. happy

خوب هستين. امروز ميخوام متفرقه حرف بزنم.

روز شنبه وقتي اومدم آفلاينهامو چك كردم ديدم يكي از دوستان خيلي خوبم به اسم پویا برام آف گذاشته و گفته امروز همديگه رو ببينيم ميخواد برام فيلم بياره.surprise منم كه ذوق مرگ شدم سريع براش آف گذاشتم كه سر ساعت ميدون ونك منتظرتم. عصر كه رفتم ديدم سه تا فيلم برام آورده. واي خدا كيف كردم. يكي اش ترمينال با بازي تام هنكس و كاترين زتا جونز love struckيكي هم پيانيست كه فيلم اعصاب خورد كنيه. اون يكي هم با كمال شرمندگي اسمش يادم نيست. آخه هنوز نديدمش. يه خورده صحبت كرديم تازه داشت عذر خواهي ميكرد كه نتونسته مصائب مسيح رو گير بياره برام.surprise من مونده بودم چي بگم.I don't know بعد از اينهمه لطف الان داره عذر خواهي ميكنه. مصاحبت خوبي بود و كمتر از يه ساعت صحبت كرديم بعد خداحافظي كرديم و رفتيم. ديروز كه اومدم شركت كارامو خيلي خوشگل گذاشتم كنار big grinو در كمال آرامش ( شما بخونيد دلشورهnailbiting) نشستم به ديدن فيلم ترمينال. واي كه چقدر اين تام دوست داشتنيه. اين فيلمش هم بينظير بود. خصوصا اولاي فيلم كه از يه كشور مجهول اومده و تو فرودگاه آمريكا باهاش انگليسي صحبت ميكردن و اون هيچي حاليش نميشد. laughing و همه اش چرت و پرت جوابشونو میداد. پويا واقعا دستت درد نكنه. بعد از ظهر هم پيانيست رو گذاشتم ديدم كه چون كار داشتم يه خورده اش رو ديدم. اما كلا همونطوري كه پويا هم گفته بود روي اعصاب آدم راه ميره. ميدونم كه هيچوقت نميتونم لطف پويا رو جبران كنم به همين خاطر همينجا ازش تشكر ويژه ميكنم.rose

گويا يك شبهه در مورد فيلم ازدواج به سبك ايراني بوجود اومده كه جمعي از دوستان به اعتراض عليه اين جانب برخاستن.raised eyebrow من گفتم از اين فيلم خيلي خوشم اومده. چرا؟ به دليل اينكه خيلي قشنگ به سنتها پرداخته. سنتهايي كه من عاشق اونا هستم اما الان به شدت داره فراموش ميشه. يكي اش همين مراسمي بود كه براي عمه خانوم از حج برگشته گرفته بودن. يا مراسم عقد كنون. اينا خيلي زيبا هستن و براي كسايي كه توي تمدن امروزي غرق شدن جلوه اي نداره. اما من از اين سبك فيلمها لذت ميبرم. زهره جون شما به دل نگیریا. فیلمایی که شما میاری یه جور درک بالا میخواد که من فکر کنم هنوز به اون درک نرسیدمblushing اما خداییش از این فیلمها هم نهایت لذت رو میبرم. راسی یکی از هنرپیشه های فیلم دیروز همونی بود که توی فیلم شل وی دنس برام آوردی با کلاه گیس مرقصید. اسمش میدونی چیه؟thinking

 

ديروز كه رفتم خونه با مامانم داشتم در مورد محمد صحبت ميكردم. ميگفتم كه توي سنیه که بايد حواسمون بهش باشه nerdو داره وارد محیط جدیدی میشه . بعد از اينكه در فشانيهام تموم شد رفتم آنلاين شدم و آفهامو چك كردم. ديدم محمد برام آف گذاشته با اين مضمون: سلام سورن، من با هدي صحبت كردم. surpriseچييييييييييييييييsurprise خداي من نذاشت يه ربع از حرفم بگذره. laughingهدي يكي از دوستاي منه که هفده سالشه. و گويا ديروز چند دقيقه اي با هم چت كرده بودن. كلا محمد اهل چت كردن نيست. با تنها كسي كه جديدا چت ميكنه همين عليرضا است كه توي وبلاگش ازش نوشته. راستي آقا ديروز وبلاگ هم زدن. محمد عشقش اينه بره تو اينترنت و توي سايتاي خارجي ورزشي مقاله سرچ كنه. خصوصا درمورد تكواندو و فوتبال. اينم از جوونا و نوجووناي اين دوره زمونه. oh go on

فكر كنم حرفام همين بود.

 

پ ن: به وبلاگ محمد سر بزنيد.

به اميد چاو rose

لينك | نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 10:30 توسط سورنا |
Copyright By justgeology - This Template Designed By HOTWEBS