تبليغاتX
زمین شناس کوچولو
زمین شناس کوچولو
Dzi :D

این دغدغه فکری یک ماهه ما هیچی که نداشته باشه اقلا این خوبی رو داش که از رژیم موفقتر بود و به لاغری ما بسیار کمک کرد و این بسی باعث خوشنودی ما شد. smug احتمالا چند روزه دیگه ناپدید میشم.

حدودا یک روزه که به یک آرامش نسبی رسیدم و گفتم بیام در خدمتتون باشم اما کماکان این چشمه سخنان گوهر بار ما خشکیده و هنوز نمیدونم چی بگم. waiting

 

هفته گذشته هم که اصلا نمیدونم چطور سپری شد و هفته بسیار مزخرفی از هر نظر بود. روز اول تعطیلات هم که قصد شمال کردیم اما نیتمون عملی نشد گویا قربه الی الله نبود.thinking آخه راه افتادیم بریم شمال اما در کمال بهت و حیرت همگان پل یس اتوبان تهران به قزوین و قزوین به رشت رو به صورت بسیار تابلویی بسته بودsurprise و اجازه رفتن ماشینها به سمت شمال رو نمیداد. sickملت هم از جاده خاکی و فرعی و کوه و تپه رد شدند اما نهایتا در 20KM قزوین جاده گره خورد و ما یکی که بیخیال شدیم و این در حالی بود که 8 ساعت گذشته بود. خسته و کوفته عطای سفر رو به لقای اون بخشیدیم whew!و ساعت 5 عصر پس از 12 ساعت طی طریق به کرج رسیدیم. اگه امکانش بود فیلمهایی که از اون راه بندون گرفته بودیم رو میزاشتم تا ببینید. خوبی اش این بود که مردم به شدت همکاری میکردند و راه رو برای هم باز میکردند و با اون ترافیک وحشتناک و خستگی نه دعوایی شد نه تصادفی حتی وقتی کسی مشکلی پیدا میکرد یا ماشینش خراب میشد دسته جمعی میرفتن برای کمک.big hug در عوض پل یس نهایت ظلم و ناحقی رو در حق مردم کرد phbbbbtتا در روز مذکور مردم در تهران بمانند و ...phbbbbt ( حدیث مفصل را خود بخوانید...)

 

نمیدونم برنامه باز هم زندگی رو دیدید یا نه. ساعت پخشش 23 شب جمعه و تکرارش فردا 2 بعداز ظهر جمعه اس. دیروز جناب مستطاب آشپزی با حضور نجف دریابندری و همسرشون خانوم فهیمه راستکار بود ( که نمیدونستم اینها زوج هستند و بسیار شوکه شدم) بهروز بقایی هم با حضور در دربند و تست کردن دیزیهای دیزی فروشی ها برنامه جالبی رو به نمایش گذاشت.drooling طوریکه من که دیزی نمیخورم گفتم باید برم امتحان کنم.big grin جو صمیمی، نشون دادن زوایای مختلف و دکوراسیون بسیار جالب منزل این زوج، راحتی اجرا، و مهر و محبت جاری بین آنها از ویژگیهای جالب این برنامه بود که توصیه میکنم حتما اون رو ببینید.

 

همینا دیگه. کماکان مغزم در هنگ کردگیه مطلق به سر میبره.

انشالله حالم خوب میشه بیشتر براتون میحرفم. batting eyelashes

پت عزیزم بلاخره آپیدم حرص نخور kiss

 

به امید چاو rose


توصیف بسیار زیبا و دلنشین و خوشمزه بزرگ عزیز من باب آبگوشت که بسی دلمان ضعف کرد:

اندر باب دیزی روایت میشود که نوع سنگی آن ارجح است و کاسه سفالین.اگر گوشت و نخود و لوبیا و سیب زمینی وگوجه فرنگی و لیموعمانی ونمک وفلفل و....گرد هم آیند،ودر آن بسترسنگی ،ساعتی دو به غلند(غل بزنند)و در جوارآنان نان سنگک خاشخاشی دوتنوره به همراه ترشی بادمجان و سبزی وپیاز(که این یک مسنحب است با مشت بر فرقش کوفته شود تا دو نیم گردد) موجود شود دیگر دل را باید گفت که بساطمان رنگین است....droolingdroolinglaughingtongue

لينك | نوشته شده در شنبه 19 خرداد1386ساعت 14:34 توسط سورنا
لیلی فقط تو قصه اس

سلام happy

یعنی خودمم در عجبم که چطور میشه یییهو آدمی که اینهمه حرف واسه گفتن داشت حالا همه حرفاش بخشکه و چیزی برای گفتن نداشته باشه.thinking حالا اینم شده حکایت ما. هرچی به این مخم فشار میارم هیچی برای گفتن ندارم.

 

آخرین کتابی که خوندم همین لیلی و مجنونه شاعر گنجه جناب نظامی بود که خداییش خوب اسکلمون کرد.waiting آخه این چی بود دیگه. صد تا نمونه عاشقی سراغ دارم که مث آدم خاطر خواه شدن. مجنون که فقط عاشق بود. تازه هی میخواست تو کله آدم فرو کنه که عشقش عشق حقیقی بوده و ه و س نبوده.thinking در حالیکه بوده دیگه آسمون ریسمون بافتن نداره. هی میگفتن عشق لیلی و مجنون عشق الهی بوده والله ما چیزی که توش ندیدم همین خدا بود.thinking تازه اون آخر ماجرا که بهم میرسن (که شنیده بودیم بهم نمیرسن) مجنون یهو قات میزنه و میزاره میره یه خورده میشه الهی اش کرد ولی در بقیه موارد خیر. I don't know

 

آقا هزار ماشالله به این معده روده آقایون. روز 5شنبه به همکارم گفتم بریم بیرون ناهار بخوریم. پیشنهاد دادم بریم سارا. بوفه رو انتخاب کردیم و مشغول انتخاب سالاد و غذاهای دلخواه بودیم و نیم نگاهی هم به رژیممون داشتیم که مث بختک حواسش بهمون بود.waiting در حین غذا خوردن نگاهم افتاد به میزی که چهار تا پسر نشسته بودن. طرز نشستنشون طوری بود که نمیتونستم روی میز رو ببینم. ولی به محض اینکه بلند شدند با دیدن میز خشکم زد.surprise گویا قوم تاتار از روی این میز رد شده بود. کوهی از ظرف و لیوان نوشابه و سلفون دور غذاها روی میز جمع شده بود.laughing چقدر هم شلخته غذا خورده بودن. ولی وقتی ما میزمون رو ترک کردیم یه میز خیلی تمیز با دو تا بشقاب و لیوان بود که کاملا نشون میداد اینجا خانم غذا خورده. batting eyelashes

 

بعد از ناهار رفتم شرکت لیلی و تا عصر اونجا بودم. موقع برگشتن چون شب مهمون داشتیم و به شدت هم دیرمون شده بود یه ماشین گرفتیم تا سریع برسیم خونه. توی راه راننده آهنگهای رپ خارجی و ایرانی گذاشته بود و صداش هم خیلی زیاد بود. من و لیلی هم مجبور بودیم با صدای بلند صحبت کنیم. دوتایی رو بروی هم نشستیم و داشتیم روی موضوعی بحث میکردیم. موقع پیاده شدن از راننده عذر خواهی کردم که خیلی حرف زدیم chatterboxایشون هم گفت مشخصه که خیلی وقته همدیگه رو ندیدید و من هم گفتم بله. ما دو تا خواهریم که هفته به هفته نمیتونیم همدیگه رو ببینیمraised eyebrow و قیافه رانندهsurprise

 

فیلم نقاب رو هم همون هفته دیدم و به شدت پسندیدم حتی ارزش سینما رفتن هم داشت و اگه میدونستم اینقدر قشنگه عمرا لذذتش رو با تو خونه دیدم حروم نمیکردم. به هر حال در قحطی فیلم میشه این رو نعمتی دونست. happy 

 

این هم ترجمه متن پست قبلی big grin

 

For awhile you are in right away into force they are in error, misuse of the word when you? Confirmed Bring us the Wrath of no more death of the righteous. Mr. Lo short most of your word of a statement for them hath sent Mercy beard nor the death of the righteous. Seeing the other means that the word you order them from the earth and whosoever is no more a death of the righteous.

 

به امید چاو rose

لينك | نوشته شده در شنبه 12 خرداد1386ساعت 13:43 توسط سورنا
خط میخی

次の条件に一致する情報は見つかりませんでした。

  • 検索キーワード:s*r*n*

ヒント:

  • キーワードが正しく入力できているか、誤字がないか確認してみてください。
  • 短く簡単な言葉で言い換えてみてください。
  • 同じ意味の別の言葉をためしてみてください

 

اینکه اینجا فحش نوشته شده یا دعای خیر رو باور کنید نمیدونم. فقط موندم ژاپنیهای عزیز اینهمه حروف الفباشون رو کجای کیبورد جا میدن.thinking نکنه نصفش رو تو جیبشون میریزن. surprisebig grin 

ساشای عزیز برس به دادم big grin

 

لينك | نوشته شده در شنبه 5 خرداد1386ساعت 10:50 توسط سورنا
Copyright By justgeology - This Template Designed By HOTWEBS