تبليغاتX
زمین شناس کوچولو
زمین شناس کوچولو
بهار مبارک
بهار ۱۳۸۸ رو از صمیم قلب به تمام دوستام تبریک میگم. الهی که سال خوب و سرشار از موفقیتی در پیش رو داشته باشید.

خودمونیترش میشه

عیدتون مبارک. ایشالله سالتون مث سبزه های سر سفره تون سبزه سبز باشه. پر از دلخوشی و امید.

 

لينك | نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 17:28 توسط سورنا |
هفده ربیع الاول

 

السلام علیک یا رسول الله

صلوات علی محمد

 

لينك | نوشته شده در شنبه 24 اسفند1387ساعت 17:55 توسط سورنا |
هم بهار مبارک هم احتمالا آخرین پست سال

خيلي وقته بهتون قول دادم كه وبلاگمو ميخوام آپ كنم.

راسش وقتي آدم فاصله ميگيره از آپهاي پشت سر هم و روزانه ديگه يه جورايي حس و حال نوشتنش ميره.

اين چند وقت هم مونده بودم كه از چي بنويسم. روزمرگيهام اونقدر شبيه هم شده هيچ حرف خاصي توشون نيست كه بزنم.

اما خب امروز ديگه نميتونم بگم فردا آپ ميكنم. چون يه مهمون خوبي دارم كه بهترين موقعيت براي آپ كردن وبلاگم شد.

مريم گلي طبق معمول هرسال كه مياد كرج امسال هم اومد. البته امسال يه نفر ديگه منتظر ديدنش بود( علاوه بر من و خونواده اش) اون هم يه ني ني كوچولو و يه دخمل خانوم ناناز.

خواهر مريم چند روز پيش بچه اش به دنيا اومد و اين چند وقت مريم مشغول ني ني داري بود. تا امروز ديگه فرصت شد كه بياد خونه ي ما و همديگه رو ببينيم. عكساي ني ني رو نشونم داد/ هزار ماشالله

امسال هم از سوغاتياي مريم خانوم بي نصيب نموندم. يه عالمه ادويه ي ناب آبادان برامون آورد. براي محمد هم بادوم تلخ اهواز كه خيلي خوشمزه اس و فقط بايد خورده باشيد تا بدونيد چي ميگم.

 

كم كم هم داريم به روزاي آخر سال نزديك ميشيم. بازم همون حس غريب هميشگي داره مياد سراغم. اين روزا رو خيلي دوس دارم. به شرطي كه اتفاق بدي نيفته. يه اتفاق جالب اما غم انگيزي كه افتاده اينه كه مامان بزرگ من و مامان بزرگ مريم تقريبا همزمان سكته مغزي كردن. هردوتا حالشون خيلي بده. خيلي بده دم عيد مريض بدحال توي خونه آدم باشه. از اون طرف خونواده ي مريم حسابي درگير شدن از اونطرف هم مامان من درگير مريضي مامانشه و رفته پيشش. نميدونيم حتي براي عيد برميگرده يا نه. ديشب ميگفت تا ده روز ديگه مي مونم. گفتم ده روز ديگه كه عيده. گفت عيد ديگه با اين حساب معنايي نداره.

خلاصه دعا كنيد براشون. براي همه ي بيمارا. خدا كنه بتونن دوباره سر پاي خودشون بايستن. سن هردو هم خيلي بالاس. و جالبه كه تقريبا هم سن هستن.

 

مريم به همه تون سلام ميرسونه. ميگه بنويس مريم داره قطاب ميخوره. من كه دندوونم درد ميكنه جرات نميكنم بخورم.

 

بعيد ميدونم ديگه تا پايان سال بتونم چيزي بنويسم. بهمين خاطر براتون همينجا سال خيلي خوبي آرزو دارم. از خدا ميخوام به همه ي آرزوهاي قشنگتون در سال جديد برسيد. اتفاقات خوبي براي همه در پي داشته باشه. لحظه ي تحويل سال مارو فراموش نكنيد. انشالله سال گاو مث خود گاو پر از بركت باشه براي كشورمون

 

مراقب خودتون و دلهاتون باشيد.

 

این عکس ناهاری که من پختم×

اینم هدیه ی مریم ×

بهار بر همه تون مبارك

 

پ ن: سوميكوووووووووووووو خودتي؟ همين الان كامنتتو ديدم خانومي. عزيزم اصلا باور نميكردم بهم سر بزني.

قربونت برم. خيلي دلمو شاد كردي.

پ ن: فرزانهههههههههههه. تو باز چي شد وبلاگت؟ چرا خاليه

 

این بلاگرولینک چرا لینکا رو اینطوری کرده؟؟؟

 


نگارییییییییییی اون چوبو بزار کنار. تصحیح کردم خب بابا منظورم آخرین پست ساله. تازه میدونم کرمم میگیره میام یه پست دیگه میزارم ضمنا دهنم هم اکنون سرویس شد لینکامو درست کردم. بعضیا یادم رفته که باید دونه دونه باز کنم ببینم توش کیه. ببخشید یعنی مال کیه

حالا هی میام پ ن میزارم واسه این پست

لينك | نوشته شده در یکشنبه 18 اسفند1387ساعت 17:11 توسط سورنا |
Copyright By justgeology - This Template Designed By HOTWEBS